خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بررسي مسائل و مشکلات تربيتي نوجوانان بويژه دانش آموزان

    - حل هيچ مشکل تربيتي از عهده يک نفر و حتي يک سازمان بر نمي آيد براي اينکه يک فرد خاص آن مشکل را به وجود نياورده است. پس تمام مردم و سازمانها در امر آموزش و پرورش و حل مسائل تربيتي مسئوليت دارند و بايد بايکديگر همکاري صميمانه داشته باشند.
    2- نوجوان هميشه در اختيار خانواده يا مدرسه يا دولت نيست بلکه در اختيار جامعه است و به راهنمايي و کمک همه آنها احتياج دارد.
    3- مسئله نوجوان مسئله رياضي نيست که بتوان به سادگي و روشي خاص آن را حل کرد. آنچه ممکن است براي نوجوان دانش آموز مسئله باشد براي نوجوان کارگر مسئله شمرده نمي شود يا مسئله جنسي با اينکه همگاني است ولي در نوجوان فقير وغني متفاوت است و... پس بايد اول نوجوان را از تمام جهات شناخت آنگاه به حل مسائل او پرداخت.
    4- طرح مسئله براي نوجوان نبايد آنچنان باشد که در او وحشت ايجاد کند و اين تصور غلط برايش پيدا شود که او وضع يک بيمار خطرناک يا يک آدم غيرعادي را دارد و همه مردم نيروي خود را براي درمان او بسيج کرده اند. بلکه بايد نوجوان را از طرق راديو و تلويزيون و سينما و مجلات خاص نوجوانان و کتابهاي درسي به طور غيرمستقيم متوجه ساخت که هرکس امکان دارد در مرحله نوجواني با بعضي مسائل و مشکلات مواجه شود و اين يک امر طبيعي است. منتهي اگر به موقع و صحيح حل نشوند شايد بعدها ناراحتي هايي براي خود شخص در بزرگسالي ايجاد کند.
    5- هميشه بايد نوجوان را به اين حقيقت متوجه ساخت که نخستين مسئول حل مشکلات وي خودش است. خود او بايد براي حل آنها فعاليت کند و مسئولين يا اولياي او فقط وظيفه راهنمايي دارند و در غيراين صورت به بزرگ شدن و استقلال يافتن او لطمه مي رسد.
    نوجوان براي حل مسائل و مشکلات سني خود مي تواند فعاليت هاي زير را انجام بدهد:
    1- ارتباط منظم و مستمري را با آفريدگار خويش برقرار نموده و از خودسازي معنوي در اين مرحله حساس عمر غافل نباشد.
    2- اوقات فراغت خود را در مطالعه و فعاليت هاي خلاق مانند هنر و کارهاي دستي و فعاليت هاي ورزشي صرف کند ولي از زياد خسته کردن خود اجتناب ورزد.
    3- پدر و مادر را بهترين و نزديک ترين دوستان خود بداند و با ايشان درد دل کند و يا مدير مدرسه و يا يکي از معلمان خود را که بيشتر دوست مي دارد به عنوان محرم رازهاي خود انتخاب کند و مشکلاتش را با او در ميان بگذارد.
    4- در انتخاب دوست بسيار دقت کند و در گروه دوستان موفق عضويت داشته باشد.
    5- فلسفه اي از زندگي داشته باشد و تجاربي را ياد بگيرد که به زندگي او معني مي بخشند و براي رسيدن به هدفهاي روشن و قابل وصول فعاليت کند.
    6- حقايق ديني را عميقا مورد مطالعه قراردهد و با شخص مورد اعتماد و مطلع در اين مورد بحث و گفتگو کند و از شک داشتن وحشت نداشته باشد و براي تبديل آن به يقين بکوشد.
    7- کتابهايي درباره مشاغل مختلف مطالعه کند تا با رموز و شرايط و خصوصيات شغل هاي گوناگون حدودا آشنا شود وانتخاب شغل را از روي مطالعه و آگاهي لازم انجام دهد يا از شاغلان آن شغل ها اطلاعات لازم را به دست آورد تا نه به خاطر شهرت آنها بلکه براساس استعداد و رغبت خود شغلي برگزيند.
    8- در مسائل مختلف مملکتي بينديشد و آنچه را که به نظرش مي رسد با معلم يا دوستان خود مورد بحث قرار دهد.
    9- غذاي کافي و خواب کافي داشته باشد.
    10- براي زندگي خود (کار، مطالعه و تفريح) برنامه داشته باشد.
    11- هرگز فراموش نکند که ديگران نيز مشکلاتي براي خود دارند.
    12- بداند که يک مشکل ممکن است چند راه حل داشته باشد، پس اگر از يک راه موفق نشد به جستجوي راههاي ديگر بپردازد.
    13- در فعاليت هاي فوق برنامه مدرسه حتما شرکت کند.
    14- از بهداشت بدني غفلت نکند.
    15- وقتي احساس ناراحتي مي کند فورا به گردش در هواي آزاد بپردازد.
    16- براي خرج پول برنامه اي داشته باشد.
    17- به امور خانه و پدر و مادرش کمک کند.
    18- در مقايسه خود با ديگران از متفاوت بودن والدين و محيط تربيتي خود با ايشان غافل نباشد.
    19- همين که احساس ناراحتي و اضطراب کرد آن را با اشخاص مورداعتماد در ميان بگذارد.
    20- نوجوان بايد بداند که او هم مانند ديگران است يعني وضع خاصي ندارد.
    وظايف مربي و معلم در مقابل مشکلات نوجوانان
    مربي و معلم مي توانند نقش اساسي در حل مسائل نوجوانان ايفا کنند. لذا براي توضيح و تکميل اين نقش به توصيه هاي زير اشاره مي شود:
    1- وقتي بعضي از دانش آموزان وضع کلاس را به هم مي زنند فورا اظهار ناراحتي نکنيد زيرا معلم مي تواند 99 درصد آشفتگي اوضاع را با موفقيت پايان دهد. او هميشه بايد دانش آموزان نوجوان را آدم هاي خوب بداند و بپذيرد نه موجوداتي که يک عده به نام معلم بايد مراقب آنان باشند. بعضي از مربيان وقتي از دانش آموزان لغزشي مي بينند به شدت و به سرعت عصباني شده، واکنش نشان مي دهند غافل از اينکه اين عمل مشکل را حل نمي کند و دانش آموزان با استفاده از ضعف هاي او احتمالاناراحتي هاي ديگري برايش پيش مي آورند.
    2- وقتي کلاس را آشفته احساس مي نماييد، مي توانيد فعاليت هاي ساده انضباطي از قبيل طرح يک مسئله تازه، گفتن يک خبر يا با سرزنش ملايم و امثال آنها کلاس را کنترل کنيد. معلم بايد از قانون خست در انتقاد، سرزنش و کيفرپيروي کند و از احتياط و ملايمت که جزء صفات معلم موفق به شمار مي روند غافل نباشد.
    3- مربي و معلم به فعاليت و مل و تفکر بيشتر نياز دارند تا حرف زدن. حرف زدن زياد فرصت تاثير واقعي و سودبخش معلم را در نوجوانان کم مي کند. حتي در صحبت نيز معلم عاقل کلمات و عبارات معنادار و حساب شده به کار مي برد تا خود عمل صحبت نيز براي نوجوانان آموزنده باشد.
    4- از روي عقيده محکم و برطبق عقايد محکم خود عمل کنيد. به دانش آموزان با رفتاري پاسخ ندهيد که ديگران به شما پيشنهاد کرده اند يا اينکه فکر مي کنيد که “بايد” انجام بگيرد اگرچه خودتان عملاآن را تصويب و تائيد نمي کنيد. به پيشنهاد گوش دهيد، آنچه را که متخصص نوشته يا گفته است بخوانيد، سپس بکوشيد که از مجموع آنها شخصا نتيجه بگيريد و آن را به کار بنديد. وقتي شما براساس اعتقاد و ايمان خود عمل مي کنيد عمل شما بيشتر سودبخش خواهد بود.
    5- خونسردي را حفظ کنيد خود را هيجاني و حساس نشان ندهيد. خشم، نفرت، ترس، هر شخصيتي را که مي کوشد عاقل و حساس و بزرگسال باشد ضعيف و سست مي نمايد.
    6- براي رفتار خوب، تقاضاي عاطفي يا شخصي نکنيد. رفتار نوجوان بايد برپايه احتياجات خود، شناخت نيازهاي گروه و پذيرش مقررات اجتماعي مبتني باشد. معلم نبايد از نوجوان بخواهد که به خاطر او رفتارش را کنترل کند بلکه بايد او را به اثر بد رفتاري اش در جامعه و کلاس متوجه گرداند تا خود نوجوان رفتار و کردار اخلاقي مطلوب را دريابد.
    7- تهديد هميشه يک پاسخ ضعيف به شمار مي رود. دانش آموزان از معلم خود انتظار دارند که راهنما و رهبر مهربان ايشان باشد.
    8- خود، کلاس را اداره کنيد. تا مي توانيد از قدرتهاي بالاتر براي اداره کلاس کمک نخواهيد. معلم بايد بپذيرد که نوجوان گاهي با خنده، صحبت يا حرکت جالبي وضع کلاس را آشفته مي کند و معلم در اين هنگام مي تواند بدون اينکه درس خود را قطع کند به طرف دانش آموز نوجوان برود و آهسته به او گوشزد کند و يا جاي او را در کلاس تغيير دهد.
    9- با دانش آموز مذاکره کنيد و در اين گفتگو:
    - بکوشيد تا دانش آموز را بشناسيد. به قدر کافي صحبت کنيد به طوري که رفتار، وضع زندگي و رغبت هاي او را دريابيد.
    - از تهييج عاطفه در خويش خودداري کنيد. توضيحات و تصميمات به ذهن و عقل و روش مربي و دانش آموز نيازدارند.
    - پيش از اينکه حرف بزنيد بينديشيد. يک کلمه ممکن است گفته شود و نتيجه مذاکره را خنثي کند.
    - امين باشيد. بعضي از معلمان که تهديد مي کنند نمي توان از ايشان انتظار داشت که با دانش آموزان زندگي کنند و ايشان را دريابند.
    - نتايج را بررسي کنيد. هر فعاليت اصلاحي که درباره دانش آموز انجام مي دهيد نتايج آن را مورد مطالعه و بررسي قرار دهيد.
    - آينده را بدون ايجاد وحشت، روشن نماييد. آنچه را که از پسر يا دختر نوجوان انتظار داريد آرام و روشن بگوييد.
    - در صورتي که نياز باشد متخلف را مجازات کنيد. هرگز همه گروه را مجازات نکنيد. معلم شخصي است بي نظر و با انصاف و عادي. او مي داند کسي بايد مورد مجازات قرار بگيرد که مرتکب خلاف شده است.
    11- دانش آموز را با تحقير و خوار نمودنش نمي توان منضبط نمود. محروم ساختن يک نوجوان از احساساتش (احترام به نفس و غرور) سبب مي شود که او خود را فرد بي اهميتي تصور کند.
    12- دانش آموز را با محروم کردن از تجربه هايي که احتياج دارد، مجازات نکنيد.
    13- براي انتقام گرفتن يا خودنمايي و يا حمايت از خود مجازات نکنيد. هميشه به خاطر داشته باشيد که پاداش و کيفر، هر کدام جايي دارد که در غير آن بي فايده و يا زيانبخش خواهد بود.


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : نوجوان ,دانش ,معلم ,بايد ,کنيد ,فعاليت ,دانش آموز ,دانش آموزان ,داشته باشد ,غافل نباشد ,مجازات نکنيد ,
    بررسي مسائل و مشکلات تربيتي نوجوانان بويژه دانش آموزان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده